جمعه 14 فروردین 1383   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

نامه ای به روزنامه نگار در بند آقای هدایت، م. سببي

این سرنوشت تو و امثال جنابعالی در ایران بوده که با فداکاری خود راه گشای عدالت اجتماعی برای بقیه مردم ایران باشید. با توجه به گفتار و کردارتان باید گفت که شما تظاهر به دمکراسی و عدالت اجتماعی نمیکنید بلکه حامل آنها هستید

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


هموطن گرامی آقای انصافعلی هدایت! قبل از هر سخنی فرارسیدن بهار نو را برایتان تبریک میگویم و متاسف هستم که حق لذت از شکوفائی طبیعت را از شما سلب کرده اند و متاسفم که این روز شادی را بجای آغوش خانواده باید دربند زندان بسر کنید. بنابه به توضیحات جنابعالی از داخل زندان چنان بنظر میرسد که آنجا هر فصل سال همانند زمستان دشوار میگذرد و بنظر میرسد حاکمان رژیم با انتقال گل وغنچه های سیاسی بدانجا قصد جلوگیری از شکوفائی بهارسیاسی در جامعه هستند.

آقای هدایت! حتما اطلاع دارید که تاریخ تکامل بشریت پر از تناقض و مبارزات است و خوشبختانه نتیجه حاصله از آن همه جدال گذشته گواه خوش بینی ماست. اگر نگاه کوتاهی به تاریخچه بشریت بیندازیم متوجه میشویم که انسان مدرن امروزی که تحت عنوان ٌهومو ساپینزٌ شناخته شده تقریبا از 50 هزار سال پیش وارد مرحله کنونی، یعنی در قالب انقلاب فکری شده است. به بیان دیگر، تاریخ انسان مدرن و بشریت مبتکر در مقایسه با مراحل مختلف تکامل فیزیکی خود چندان دراز مدت نیست. حتی نئاندرتالها که گویا شباهت بزرگی، اما با ظرفیت مغزی کمتری، که به انسان امروزی داشتند تا 30 هزار سال پیش در اروپا میزستند.

با کشف فنون کشاورزی اولین جامعه بشری حدود 10 هزار سال پیش ظاهر میشود و بدنبال تجمع انسانها درجوامع مختلف، بشریت مجبوربه همزیستی و زندگی مسالمت آمیز و در پی آن ایجاد قوانین میشود. بنابه محقیقن، پیدایش شیوه شهرنیشینی و ارتباطات مستقیم بین انسانها رشد فکری بشریت را وادار به شتاب عظیمی میکند. همزمان با کشف استفاده از منابع مختلف طبیعت، بشریت مجبور به پیدا کردن روشهای سازماندهی متناسب با همزیستی مسالمت آمیز بود.

بر خلاف حیوانات، هر انسان نوعی صاحب افکار مستقل و مبتکر هست و برای احیای یک همزیستی مسالمت آمیز در میان این افراد و توده مردم، تکامل یک مخرج مشترک بر مبنای منافع مشترک ضروری بوده و هست. بدون شک چهارچوب چنین منافع مشترک تنها زیر آرمان ائده و افکار انسان پرستی ممکن خواهد بود و در غیر آن، قانون جنگل همانند میلیونها سال قبل به حاکمیت خود در میان بشریت نیز ادامه میداد.

از طرف دیگر حل مسائل پیچیده شبیه سازماندهی جامعه براساس منافع عمومی نیاز به تجربه و دانش قبلی دارد که بشریت حداقل تا آن مرحله تاریخی فاقد آن بود. سازماندهی اعضای جامعه مثل مورچه ، فیل ومیمونها طالب محدویت در استقلال و ابتکار فکری اعضا میباشد و چنان سازماندهی طبعا جوابگوی نیاز بشریت نمیتوانست باشد و در نتیجه بدنبال افزایش سیستم شهرنشینی بشریت مجبور به کشف شیوه های جدید و گوناگون جهت سازماندهی جامعه بود. طبق روایت و اسناد تاریخی پرستش و عبادت از پدیده های غیر انسانی از قبیل آفتاب، آتش، بت، کوه، حیوانات در نقش خدا یکی از ابتدائی ترین سیستم موثر در راستای سازماندهی جامعه در میآید. افرادی که بدلایل مختلف ادعای آشنائی و رابطه با آن پدیده های غیر انسانی داشتند از مزایای ویژه برخوردار بودند. اما با مرور زمان (نزدیک به 5 هزار سال) و رشد تدریجی افکار آدمی، شرایط ذهنی برای ظهور خدایان در هیکل انسانها فراهم میشود. عده ای به این باور میرسند که بشر باهوشترین موجود خلاقیت هست و طبعا پرستش و عبادت از افراد مخصوص بمراتب عقلانی تر از عبادت از بت، حیوان و یا آفتاب میباشد. در نتیجه خدایان مصری، یونانی و سایر (از جمله در اسکاندیناوی) از 5 هزار سال پیش پا به عرصه تاریخ بشریت میگذارد.

با گذشت 2 هزار سال و اندی، بشریت به این حقیقت پی میبرد که این خدایان هم مثل سایر انسانها هستند و امتیاز این خدایان در سازماندهی جامعه بیشتر بر اساس منافع شخصی آنها استوار شده است و در نتیجه بشریت بار دیگر طغیان دیگری را آغاز میکند. بمرور زمان اشخاصی بر اینکه انسان برای ستایش و پرستش از خدایان آسمانی آفریده شده است پافشاری میکنند و همزمان هم این اشخاص ادعای پیامبری از خدایان مذکور میشوند. بدین صورت بشریت شاهد ظهور ادیان الهی به شیوه های مختلف میشود. اوج ترویج و توسعه این مذاهب بطور متفاوت در نقاط مختلف زمین پیش میرود اما در کل میتوان گفت که رونق اکثر این ادیان آسمانی از قرن 19 به این سو بموازات رشد وسیع علم و دانش افت زیادی کرده است.

آقای هدایت! در عرض تمام این مدت اشخاصی همانند عالیجناب بوده اند که افکار و سیستم حاکم را با تنقید نگریسته و حتی عده ای نیز هزینه سنگین به استدلالهای منطقی خود پرداخته اند. حتی به نظر میرسد که بعضی اشخاص که در آن مراحل تاریخ میزیسته بمراتب دمکرات و عادلتر از خیلی از انسانهای امروزه بوده است. تاریخ پر از این قهرمانان وراهنمای تکامل بشریت است وجالب توجه نقش این افراد همچون احرم تکامل در پرورش ائده انسان پرستی میباشد. بدون فداکاری آنها سرنوشت انسانیت یقینا بمراتب بدتر از امروزه میشد.

آقای هدایت! وجود بشریت مدیون آن افرادی هست که با درک حقیقی مفهوم انسانیت و با دلی لبریز از عشق به آن ارزش انسان بودن را تقویت کردند. آنهائی که با فداکاری ومبارزه محتوای زندگی خود و دیگران را تغییر دادند. آنهائی که مفهوم حیات را در انسان بودن دیدند و ائده انسانیت را آماج خود گزیدند و از اسارت ماتریالیسم رها گشتند ولو رفاه و استفاده از وسایل دستیابی به آن یکی از انگیزه حیات میباشد که از کدهای ژنتیکی ما انسانها محسوب میشود.

آقای هدایت! از کد ژنتیکی سخن به میان آمد بجاست به چند نقطه مهم راجع به آن نیز اشاره کرد. در حالی که انسانیت بر پایه ارزشهای انسانی و معنویات استوار است کد ژنتیک ما بر پایه تولید مثل که یکی از قویترین غریزه راز بقاست واقع شده است. به عبارت دیگر تولید مثل هسته رفتار و غریزه زندگی را تشکیل میدهد. با اینکه هنوزچهارچوب، محتوا و منظور از آفرینش برای دانشمندان روز همچنان مبهم باقی مانده اما همه متفق القولند که تکامل بشریت وکشف سر آفرینش در گرو رشد تدریجی ائده بشریت میباشد. بنابر این استدلال خدمت در راه تکامل بشریت باید در حال حاضر ارزنده ترین نوع زیست بحساب آید چندان دشوار نیست. ای بسا هستند میلیاردها انسان غافل از معمای حیات محور رفتار خود را تنها بر اساس کدهای ژنتیک تنظیم میکنند.

همانطوری که در ابتدای نامه خود ذکر کردم آقای هدایت، تاریخ بشریت چندان کهنه هم نیست. اگر چند صد هزار سال به عقب برگردیم در مییابیم که کدهای ژنتیک ما خیلی شبیه حیوانات میماند. بنابه مهندسان ژنتیک حدود 7 صد هزار سال قبل د ـ ن ـ آ انسان 99 در صد مشابه میمون بوده و انکار این حقیقت هم متاسفانه دردی را درمان نمیکند. پس زیاد شگفت انگیز نیست که امروز اکثر انسانها اسیر کدهای ژنتیک هستند. طبق آن کدها بیشتر رفتار و کردار ما از قبیل ازدواج، تولید مثل و کسب امتیازهای مخصوص در راستای بقا از قبل برنامه ریزی عمومی شده و تغییرات جزئی در آنها تحت تاثیر محیط با تکیه بر تحصیل، تربیت و تجربه انجام داده میشود.

آقای هدایت، تجربه نشان میدهد آنهائی که ارزشهای انسانی را برتر می پندارند و اسارت در کدهای ژنتیکی را رد و برخلاف جریان زمان حرکت میکنند اغلب محکوم به حبس و اذیت میشوند. اما در عین حال آنها به بشریت آزادی و ابتکار افکار میبخشند و روند رشد خصوصیات والای انسانی را تضمین میکنند. آقای هدایت، آنهائی که عدالت اجتماعی را الگوی زندگی ارزشمند برای بشریت بر میگزنند متاسفانه اغلب محکوم به خشم جاهلان زمان میشوند. چاره چیست. تاریخ بشریت چنان بوده و هست. آن موقع که بیان عقاید در بیشتر نقاط جهان امری طبیعی بنظر میرسد برای شما وهمرزمانتان جرم سنگینی محسوب میشود. این سرنوشت تو و امثال جنابعالی در ایران بوده که با فداکاری خود راه گشای عدالت اجتماعی برای بقیه مردم ایران باشید. با توجه به گفتار و کردارتان باید گفت که شما تظاهر به دمکراسی و عدالت اجتماعی نمیکنید بلکه حامل آنها هستید. ای کاش میلیونها آقای هدایت در ایران داشتیم.

در پایان آرزوی سعادت و تحمل برای شما و خانواده ات دارم. با خبر باشید در یاد ما هستید گرچه متاسفانه قادر به یاوری بیش نیستیم.

بامید آزادی تمام زندانیان عقیدتی
دکتر م. سببی
لوند 1383





















Copyright: gooya.com 2016