پنجشنبه 21 اسفند 1382

شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب اسلامي، پشت پرده جناح راست، عباس كاكاوند

طنز نهفته در سياست ايران اين است كه قدرت مندترين و تاثيرگذارترين تشكل سياسي راست، هرگز الزامي براي شناساندن و معرفي خود به مردم ايران نديده و همواره مانع از اين شده است كه چيزي از آن به گوش افكار عمومي برسد

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 

در حالي كه تشكل هايي مانند موتلفه، جامعه مهندسين،ايثارگران، جبهه پيروان خط امام و رهبري و… داراي اساس نامه، دفتر مشخص و اعضا بوده و در وزارت كشور به ثبت رسيده اند، گروهي كه بر فراز و در راس همه اين ها قرار دارد و تعيين كننده برنامه ها و خط مشي هايشان است، شديدا و به گونه اي قابل تامل از علني شدن خود وحشت دارد! اين تشكل، «شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب اسلامي» نام دارد.
شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب اسلامي نه در وزارت كشور به ثبت رسيده، نه نشاني آن موجود است و نه هويت اعضا، دست اندركاران و گردانندگان آن مشخص است. شايد در طول تاريخ سياسي ايران بعد از انقلاب، كمتر تشكلي را بتوان يافت كه تا اين حد به مخفي كاري روي آورده باشد. دليل اين مخفي كاري افراط گونه چيست؟ پاسخ به اين پرسش، ما را به درون تاريك خانه شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب اسلامي مي كشاند.
شوراي هماهنگي، اساسا يك تشكل سياسي به معناي متداول آن نيست. در اين به اصطلاح شورا گروه ها، نهاد ها و كانون هاي قدرتي عضو بوده و نقش آفريني مي كنند كه به هيچ وجه نمي توانند و نبايد با جناح ها يا احزاب رسمي كشور در تماس مستقيم باشند. شوراي هماهنگي، مرز بين نهادهاي حكومتي و احزاب سياسي را از بين برده و محافظه كاران را از يك جناح به عضو و همه كاره حاكميت ارتقاء مقام داده است. به عنوان نمونه، صدا و سيما را مي توان نام برد. كردان، معاون مالي صدا و سيما، و ضرغامي، معاون پارلماني، دو نفري هستند كه به نمايندگي از صدا و سيما مرتبا در جلسات شوراي هماهنگي شركت كرده و اين نهاد را از صورت يك رسانه ملي به شكل بازوي تبليغاتي جناح راست درآورده اند. (علاوه بر اين دو معاونت، هاشمي معاون آموزشي صدا و سيما و خواهرزاده باهنر را نيز بايد نام برد كه مديريت اجرايي دفتر مركزي شوراي هماهنگي را بر عهده دارد!) ساير نهادهاي حكومتي نيز هر يك به تناسب در شوراي هماهنگي نقش آفريني كرده و نمايندگاني دارند كه مرتب در جلسات آن شركت مي كنند. در اين جلسات هم نماينده موتلفه و كميته امداد حضور دارد (حميد رضا ترقي)، هم نماينده سازمان تبليغات (محمد حسين موسي پور)، هم از تشكل ايثارگران نشاني مي توان در آن يافت (علي دارابي) و هم پاره اي ارگان ها ونهادهاي نظامي حضور دارند، هم حجت اسلام قمي شركت مي كند و هم نماينده بازار (احمد كريمي) حضور به هم مي رساند و هم نماينده دانشگاه آزاد (حاج رحيمي) !! و البته حاج آقا ناطق نوري در اين شورا نقش كليدي دارد . محمدرضا باهنر (پيشكار ناطق ) نيز به عنوان رييس شوراي هماهنگي منصوب شده است.
بدين ترتيب دليل،مخفي كاري بيش از حد شوراي هماهنگي آشكار مي شود: بسياري (و شايد تمامي) نهادها و ارگان هاي حكومتي با يك جناح هم كاسه شده اند و منافع مشترك و برنامه ها و اهدافي دارند كه آنان را به يكديگر پيوند داده است.

بولتن محرمانه «شورای هماهنگي» (رسانه ارتباطی اين شورا با دفاتر و هواداران كه در تيراژ بيش از 50 هزار نسخه به صورت هر دو هفته يك بار منتشر می شود) پس از 42 شماره! و در مطلبی با عنوان «آشنايی با شورای هماهنگی نيروهای انقلاب اسلامي» در اين باره می نويسد: «فقدان مركزيت مقبول و همه جانبه در بين نيروهای انقلاب از جمله ضرورت های اصلی تشكيل شورای هماهنگی بوده است . » (به كاربرد كلمه «مركز» دقت شود) . در ادامه : « جريان نفوذی و خودفروخته ٍدنبال تسخير سنگرهای نظام است و با استفاده از رسانه ها (خصوصا مكتوب ) و جنگ روانی زمينه ساز و هم صدا با دشمن خارج شده و دفع آن مستلزم انسجام داخلی است و در يك جمع بندی كلی اين نتيجه حاصل می شود كه نيروهای وفادار به اسلام، انقلاب ، امام و رهبری چاره ای ندارند جز اين كه از سلايق و گرايشات جانبی دست برداشته و در جهت پاسداری از اصول بنيادين انقلاب با وحدت و انسجام وارد صحنه شوند».
در واقع ما در اين جا با دو راست روبرو هستيم: راست مجازي
متشكل از گروه هاي 18 گانه (ائتلاف خط امام و رهبري) كه نقش چنداني ندارند (و اغلب به عنوان يك پوشش و فريب براي انحراف افكار عمومي از فعاليت هاي شوراي هماهنگي مورد استفاده واقع مي شوند) و راست واقعي كه در درون شوراي هماهنگي نهفته است كه اين دوگانگي خود بازتابي ديگر از رفتار دوگانه و رياكاري مخالفان اصلاحات است.
همان طور كه در مقاله «كالبدشكافي آبادگران» گفتم آبادگران مجموعه اي طراحي شده در شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب اسلامي است و نمايندگان آن كاملا مجبور به حركت در مسيرتعيين شده توسط سران و روساي اين شورا هستند. از اين رو،كاربست مفهوم «فرمايشي» براي آبادگران هرگز دور از حقيقت نيست. آبادگران نماينده شوراي هماهنگي و جناح راست هستند و نه نماينده مردم! ليست آبادگران، نيز برايند كشاكش و درگيري هايي است كه بين كانون هاي قدرت تشكيل دهنده شوراي هماهنگي وجود داشته و ; پس از تشكيل مجلس شدت و عمق بيشتري يافته و در افكار عمومي نيز انعكاس خواهد يافت.
اما اجمالا موارد زير را مطرح مي كنم و اميدوارم جناح راست (دست كم براي تكذيب !) پاسخ دهد:
1. ساختماني كه در خيابان فاطمي ، خيابان كاج، كوچه هشت بهشت، كوچه اردشير، پلاك 52 قرار دارد در اصل متعلق به كجاست، آيا در ابتدا براي نهاد كميته امداد نبوده و شيوه خريد و معامله آن چگونه بوده است ؟ چرا اين ساختمان را به اسم جامعه مهندسين سند كرده اند، در حالي كه دفتر جامعه در خيابان خردمند قرار دارد؟ اين پنهان كاري و فريب براي چيست؟
2. آيا محمد رضا باهنر رييس شورا براي اخذ وام 500 ميليون توماني بدون بهره و كارمزد (با بازپرداخت ماهيانه 75 هزار تومان !)سه نفر از كاركنان دفتر مركزي را مجبور نكرده است هر كدام 50 ميليون تومان به اسم خود و در واقع براي شخصيت «زاهد» و «پرهيزگار» باهنر وام بگيرند؟!
3. موسسه پژوهشي «ياس» واقع در خيابان ميرزاي شيرازي به كدام نهاد حكومتي وابسته است و بودجه آن مستقيما از كجا تامين مي شود؟
4. بودجه شوراي هماهنگي از كجا تامين مي شود و ساختمان هاي اين شورا در تهران و مراكز استان ها توسط كدام نهادهاي حكومتي فراهم شده است؟نقش كميته امداد در تامين هزينه هاي شوراي هماهنگي چيست؟

عباس كاكاوند
(دبير سابق واحد سياسي جامعه اسلامي مهندسين)
abbaskaka@yahoo.com

دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/5570

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب اسلامي، پشت پرده جناح راست، عباس كاكاوند' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016