پنجشنبه 3 ارديبهشت 1383

روز جهاني مطبوعات و سوگ ما، بيژن صف سري

در اين كهنه ديار چون ساليان بر باد رفته، احرار و قلم بدستان مطبوعات اين آب و خاك به سوگ مي نشينند كه گويي كه در اين جشن بيگانه اند، و اين ماتم از آن زمان آغاز گرديد كه پرتو افكني قلم را مستبدان بر نتافتند

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 

در اساطير يونان ، هكاتئوس ، نامي است آشنا كه مي گويند اين شخصيت اساطيري روزي مشعل بدست به غاري رفت كه قرن ها مردم تصور مي كردند ، آن غار دروازه ي دوزخ است ، و سه سگ با دم هاي مار گونه به نگهباني آن مشغولند ، اما هكاتئوس با مشعل بيداري وارد آن غار شد تا نشان دهد نه دوزخي و نه دروازباني در كار است و نقل است از همان ايام جدال مشعل بدستان با آناني كه بدون دروازه و دوزخ زندگي نمي توانند ، آغاز شد و به باور اين قلم ، قبيله ي بي ياور مطبوعات هم از مشعل بدستانند.
باز هم سالي گذشت و بار ديگر جهانيان روز جهاني مطبوعات(13 ارديبهشت) را پاس مي دارند كه مشعل بدستان روزگارانند و در اين كهنه ديار چون ساليان بر باد رفته، احرار و قلم بدستان مطبوعات اين آب و خاك به سوگ مي نشينند كه گويي كه در اين جشن بيگانه اند، و اين ماتم از آن زمان آغاز گرديد كه پرتو افكني قلم را مستبدان بر نتافتند كه اگر چه گروهي از آن ها با نشستن بر خوان نعمت همين پديده ي از غرب آمده بر مسند ظلم و جور تكيه زدند آن چنان كه سيد ضياء الدين طباطبايي خود از مطبوعات به صدرات رسيد و آنگاه كه به فرماني هم قبيله گانش را به اسارت برد به پاس روزهايي كه با اين بي ياوران قبيله ي قلم محشورو همكار بوده است به كلنل كاظم خان رئيس نظميه اين چنين سفارش مي كند كه :
اينان (روزنامه نگاران) آدم هاي پر هياهويي هستند، اما بي آزار، و از دوستان سابق من، با آن ها بايد خوب رفتار كني ... آن ها به حداقل يك زندگي راضي اند...

از آن زمان كه در اين بلاد اسلامي شده ي امروزي، مطبوعات را به عنوان "زينت"، "حزب كاغذي"، "سكوي پرش"، "سپر بلا"، "شر لازم" و "معبر" دانستند و روزنامه ، كلوپ ، و يا پناهگاه و سنگر ورشكستگان سياسي و تجاري و ايضا منتظران رياست شد ، مصيبت هاي مطبوعات اين آب و خاك هم مضاعف گرديد و نهاد واسط و قوه ي چهارم به چرخ پنجم مبدل گرديد(1)
نقل حكايت مطبوعات اين آب و خاك، حكايت آن مردي ست كه نام فرزندش را "صولت" نهاد اما پس از رشد فرزند، از اين كه او را به اين نام بخواند، دچار ترس و وحشت مي شد آن چنان كه پس از انقلاب كه در قانون اساسي، آزادي هاي مشروح براي مطبوعات در نظر گرفته شد و همگان آزادي مطبوعات را منتظر بودند، با اولين پرتو افکني احرار جرايد ، آخم بر جبين آناني كه دم از آزادي مطبوعات مي زدند نقش بست و تا بدان جا صبوري كردند كه به يك روز بيش ازپانزده نشريه را توقيف موقت كردند ، صبوري را ببين كه تا امروز ادامه دارد آن چنان كه در طي چهار سال بيش از يك صد نشريه توقيف مي شوند تا مخالفان آزادي مطبوعات دراين كهنه ديار، در جهان رتبه ي اول را داشته باشند و در مقابل آناني كه مدافع آزادي مطبوعات بودند و سنگ آن بر سينه مي كوبيدند چه كرده اند؟ دست بر دست نهادند و چشم اميد به جماعتي دوختند كه جز خيال صدرات در سر نداشتند آن چنان كه ديديم بعد از هزار سلام و صلوات كه به عنوان وكيلان مردم خوش باور اين آب و خاك ، مسند نشين خانه ي ملت شدند ، با ارائه ي اولين طرح اصلاح قانون مطبوعات، با حكم دولتي لب فرو بستند و بي سوال گذشتند بي آن كه خم به ابرو آورده باشند و تنها همت شان هر ساله در چنين ايامي، نشستن به سوگ احرار در بند شده ي مطبوعات بود كه به فريب ضجه مي زدند. اما تشكل ها و انجمن هاي بر آمده از مدافعان آزادي مطبوعات چه كرده اند؟ اظلاعيه و اعلاميه، همه ي تلاش اين دل سوختگان قبيله ي بي ياور مطبوعات بوده است كه با هر توقيف نشريه اي و يا با دربند شدن هر قلم بدستي (نه براي همه ، تنها آن هائي كه هم تيم و هم گروه با خود مي دانستند) به نوشتن اعلاميه اي بسنده مي كردند تا مبادا از غافله عقب مانده باشند. و در اين سال ها مردم چه كرده اند كه انتظارها از مطبوعات داشته اند؟ ... در طول اين سال ها مطبوعات تنها دو بارلذت حمايت مردمي را كه بر آمده از اعتماد آن ها بر قبيله ي مطبوعات بود، چشيده اند اولين حمايت پس از توقيف فله اي مطبوعات در سال 79 بود كه با كمك مالي به روزنامه نگاران بيكار شده ي نشريات توقيف شده ، حمايت چشمگيري از خود نشان دادند و دومين بار زماني بود كه روزنامه نگاران در انتخابات مجلس ششم، با القا اين باور كه منتخبين آن ها را بايد به مجلس فرستاد تا آب رفته به جوي باز گردد ، راي مردم را طلبيدند و چنين شد و بر باور همين وعده بود كه مردم آن دسته از سياست بازاني كه مطبوعات را سكوي پرتاب خود كرده بودند!، به عنوان روزنامه نگار در جايگاه سرخ رنگ خانه ملت نشاندند، اما ... اگر چه به قدر وسع كوشيدند اما هرگز پاسخگوي انتظارات راي دهندگان خود نبودند و از همين رو است كه امروز ميان مردم و مطبوعات قهري در افتاده كه ديگر هيچ نشريه اي به تيراژ دلخواه آن سال ها نمي رسد ، آن چنان كه امروز مي بينيم آن هائي كه بر انتشار پر تيراژ روزنامه هايشان در آن سال ها فخر مي فروشند ، با انتشار روزنامه هاي كه پس از هر توقيف، به دليل وابسته بودن به قدرت، يكي پس از ديگري منتشر مي كنند، هرگز به تيراژ آن سال هاي طلايي كه از حمايت بر گرفته از باور مردم به مطبوعات بود نمي رسند.
و حال سال ديگر است و روز جهاني مطبوعات فرا مي رسد و دلمان باز هم مالش مي رود از اين كه ما در اين جشن بيگانه ايم تنها به همين نوشتارها و اعلاميه ها دل خوشيم تا كه شايد روزي طلوع كند آفتاب هستي ما...

[روزگار ما، وبلاگ بيژن صف سري]

دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/6741

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'روز جهاني مطبوعات و سوگ ما، بيژن صف سري' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016